» » » اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی چیست؟

DSM افرادی را که مورد تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی قرار می گیرند، به صورت بسیار تکانشی و فاقد قابلیت پشیمانی از اعمال شان توصیف می کند


 ویژگی های اختلال شخصیت ضد اجتماعی

شخیص رفتار ضداجتماعی از کار هروی کلکلی سرچشمه می گیرد که کتاب سال ۱۹۴۱ او با عنوان The Mask of Sanity بیانگر اولین اقدام علمی برای طبقه بندی رفتارهای شخصیت سایکوپاتیک» بود.
کلکلی (۱۹۷۶) یک رشته ملاکها را برای سایکوپاتی ، مجموعه ای از صفات که اساس شخصیت ضداجتماعی را تشکیل می دهند، تعیین کرد. صفات خاص سایکوپاتی عبارتند از:

عدم پشیمانی یا شرم به خاطر اعمال زیان آوری که فرد در حق دیگران مرتکب شده است؛ قضاوت ضعیف و ناتوانی در درس گرفتن از تجربه؛ خودمحوری شدید و ناتوانی در عشق ورزیدن؛ فقدان پاسخ دهی هیجانی به دیگران؛ تکانشگری، فقدان «عصبیت»؛ قابل اطمینان نبودن، قابل اعتماد نبودن، و صمیمی نبودن.

کلکلی برای نشان دادن ناتوانی فرد سایکوپات در واکنش نشان دادن مناسب به ابراز هیجان، از اصطلاح «زوال عقل معنایی» استفاده کرد.

مفهوم سایکوپاتی کلکلی همچنان مفهومی اساسی در املاک های تشخیصی در 5-DSM ایجاب می کنند که فرد الگوی فراگیر سه مورد از هفت رفتار احتمالی را نشان دهد که ناتوانی در پیروی کردن از هنجارهای اجتماعی، فریبکاری،  تکانشگری،  پرخاشگری،  بی توجهی به امنیت خود یا دیگران،  بی مسئولیتی و عدم پشیمانی را شامل می شوند.

گرچه افراد مبتلا به این اختلال عملا احساس پشیمانی نمی کنند، اما ممکن ااست پشیمانی به خاطر صدمه زدن به دیگران را وانمود کنند تا وقتی دستگیر می شوند، خود را از موقعیتی دشوار نجات دهند. این افراد همچنین سعی می کنند خود را تا حد امکان مطلوب نشان دهند.


.
ملاک های 5-DSM برای اختلال شخصیت ضداجتماعی
1. ناتوانی در پیروی کردن از هنجارهای اجتماعی در رابطه با رفتارهای قانونمند، که با انجام دادن مکرر اعمالی نمایان می شود که موجباتی برای دستگیری هستند.

2. فریبکاری، به صورتی که با دروغگویی، استفاده از نام مستعار، یا کلاهبرداری از دیگران برای نفع با لذت شخصی نمایان می شود. 

3. تکانشگری یا ناتوانی در از پیش برنامه ریزی کردن. .

4. تحریک پذیری و پرخاشگری، به صورتی که با کتک کاری ها با حملات مکرر نمایان می شود.

5. بی توجهی بی پروا در مورد ایمنی خود با دیگران.

6. غير مسئول بودن مداوم، به صورتی که با ناتوانی مکرر در نگهداشتن رفتار شغلی ثابت یا بازپرداخت تعهدات مالی نمایان می شود.

7. عدم پشیمانی، به صورتی که با بی تفاوت بودن نسبت به آزار دادن، بد رفتاری کردن، یا دزدی از دیگران با توجیه کردن آنها نمایان می شود. 


B. فرد حداقل ۱۸ ساله است.

C. شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از ۱۵ سالگی وجود دارد.

D. وقوع رفتار ضد اجتماعی منحصرا در طول دورة اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی نیست.



معرفی کیس اختلال شخصیت ضد اجتماعی 


تامی، رهبر یک باند تبهکار نوجوانان بود که به شرورترین آدم محله شهرت داشت. او در یک خانواده آشفته بزرگ شده و مادرش با یک عده مردان خلافکار زندگی کرده بود که شدیدا در توزیع مواد مخدر و فحشا درگیر بودند. تامی در ۱۸ سالگی به خاطر کیف زنی وحشیانه و زخمی کردن زن سالخوردهای زندانی شده بود. این اولین دستگیری از یک رشته دستگیری ها به خاطر خلاف هایی بود که از قاچاق مواد مخدر تا ماشین دزدی و جعل امضا و اسکناس گسترش داشتند. او در مقطعی بین دوره های زندان، در یک کافه با زنی آشنا شد و روز بعد با او ازدواج کرد. دو هفته بعد، وقتی این زن از مشروبخواری مداوم تامی و ارتباط های وی با آدم های مشکوک شکایت کرد، تامی او را کتک زد. وقتی او حامله شد، تامی وی را ترک کرد و از داختن هزینه نگهداری بچه خودداری نمود. اکنون او به عنوان قاچاقچی مواد مخدر و رهبری باند روسپیگری کودک، از آنچه انجام داده است اصلا پشیمان نیست و ادعا می کند که زندگی یک فرمان هرز به من داده است».




 



 اختلال شخصیت ضد اجتماعی ( Antisocial personality disordeR ) با رفتار ضداجتماعی تفاوت دارد. دزدی، دروغگویی، و تقلب نمونه هایی از رفتار ضد اجتماعی هستند. رفتار ضد اجتماعی با رفتار تبهکاری نیز تفاوت دارد. اصطلاح «تبهکار» در نظام حقوقی معنی دارد، اما این مفهوم روان شناختی نیست. با این حال، خیلی از افرادی که به زندان می افتند، ملاک های روان شناختی برای اختلال شخصیت ضداجتماعی را برآورده می کنند. در عین حال، تمام افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی به صورت آشکار به رفتار تبهکارانه نمی پردازند، بلکه در عوض، اختلال آنها خود را در رفتارهایی نظیر مشکلات شغلی، بی بند و باری جنسی، و پرخاشگرری آشکار می سازد.

 به نظر می رسد که اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بر حسب پرورش صفات ساکوپاتیک و میزان نقض کردن قانون، در کودکی آشکار می شود. ممکن است درجاتی از رفتار ضداجتماعی را در نوجوان، بهنجار بدانیم؛ با این حال، اگر این رفتار باعث شود که نوجوانان از مدرسه اخراج شوند، سابقه تبهکاری و حبس داشته باشند، و اعتیاد به مواد مخدر را پرورش دهند، می تواند

به نظر می رسد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در طول سال های بزرگسالی خود، به احتمال کمتری مرتکب اعمال تبهکاری می شوند. میزان قتل برای افراد بالای ۳۵ سال کمتر از افراد پایین تر از ۳۴ سال و خیلی کمتر در افراد ۵۰ سال و بالاتر است (آمار وزارت دادگستری، ۲۰۱۱). کمتر از ۱ درصد تمام زندانیان، بالای ۶۵ سال و ۵ درصد ۵۵ تا ۶۴ ساله هستند. مؤلفه های سایکوپاتی تکانشگری، انحراف اجتماعی، و رفتار ضداجتماعی، در زندانیان میانسال و بالاتر، کمتر برجسته هستند. شاید افراد ضداجتماعی دچار خستگی مفرط می شوند یا در اجتناب از پیگردی ماهرتر می شوند، یا شاید برخی از موارد شدیدتر، از جمعیت حذف شده اند، زیرا این افراد در جریان فعالیت های تبهکارانه، کشته یا دستگیر می شوند.

احتمال دیگر این است که پیری، کاهش برون ریزی و رفتارهای تکانشی را که با اختلال شخصیت ضد اجتماعی و همین طور با اختلالات شخصیت نمایشی و مرزی ارتباط دارند، با خود به همراه دارد. فرضیه رسش حکایت دارد که افراد مسن بهتر می توانند گرایش ها و رفتارهای ضد اجتماعی معمول، دروغگویی، تقلب، و دزدی را شامل می شوندپر مخاطره خود را مدیریت کنند (سگال، کولیج و روزوسکی، ۲۰۰۰). تحقیق طول مرا نوجوانی تا میانسالی، این فرضیه را تأیید می کند. صفات شخصیت مرتبط با رفتار ضداج در اکثر مردان در میانسالی کاهش می یابند (موریزوت و لی بلانک، ۲۰۰۵).



نظریه های اختلال شخصیت ضد اجتماعی

همانگونه که مشاهده کردید اختلال شخصیت ضد اجتماعی الگوی رفتار ریشه دار با تاثیرات وسیع بر فرد و افرادی که او با انها ارتباط دارد اشکار میکند .در این بخش قانع ترین توجیهات برای شکل گیری این اختلال شخصیت را از نظر میگذرانیم . به خاطر داشتن این نکته اهمیت دارد که برخی از این تحقیقات به افراد تبهکاری مربوط میشود که ممکن اسن اختصاصا مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی تشخیص داده شده یا نشده باشند .







دیدگاه های زیستی

تحقیقات وراثت خانوادگی، شواهد نیرومندی را به نفع توجيهات ژنیتیکی اختلال شخصیت ضد اجتماعی، صفت شخصیت سایکوپاتی، و رفتار ضد اجتماعی با آوردهای توارث پذیری ۸۰ درصد ارایه می دهند، برای توضیح دادن این نوع ژنتیکی، توجه از دیدگاه ها بر ژن های مرتبط با فعالیت سروتونین و دوپامین تمرکز یافته است.

یک مورد مهم مونو آمین اکسیداز A، آنزیمی که توسط ژن MAOA رمزگردانی می شود است، جهش در این ژن، به مقادیر ناکافی مونوآمین اکسیداز در دستگاه عصبی منجر می شود که به سطح بسیار بالای دوپامین، سروتونین و نوراپی نفرین می انجامد.
سطوح بالای این انتقال دهنده های عصبی با تکانشگری بیشتر ارتباط دارد. سوء تغذیه در اوایل زندگی ممکن است عامل خطری برای شکل گیری اختلال شخصیت ضد اجتماعی باشد. در تحقیق کودکانی که از ۳ تا ۱۷ سالگی آزمایش شده بودند، آنهایی که در ۳ سالگی سوء تغذیه داشتند، وقتی بزرگ شدند، پرخاشگری و فعالیت حرکتی بیشتر نشان دادند.

آنها در ۱۷ سالگی به احتمال بیشتری اختلال سلوک، پیش درآمد اختلال شخصیت ضد اجتماعی داشتند (ليو، رين، ونابلز و مدنیک، ۲۰۰۴).
به نظر می رسد که هیپوکامپ، ساختار مغز درگیر در پردازش حافظه کوتاه مدت، در افراد مبتلا به سایکوپاتی به صورت غیر عادی عمل می کند. گرچه به نظر نمی رسد که حجم مغز بین نمونه های سایكویات و غیر سايکويات تفاوت داشته باشد، اما ظاهرا که این ساختار مغز در افراد مبتلا به سایکوپاتی شکل غیرعادی دارد (بوکاردی و همکاران، ۲۰۱۰). تحقیقات تصویربرداری عصبی نیز حکایت دارند افرادی که از نظر سایکوپاتی بالا هستند نقایصی در عملکرد قطعه پیشانی دارند، بدین معنی که آنها کمتر می توانند از درون دادن مناطق زیر قشری مغز که در پرخاشگری دخالت دارند، جلوگیری کنند (پریدمور، چمبرز و مک آرتور، ۲۰۰۵).

دیدگاه های روان شناختی

این فرضیه که اختلال شخصیت ضداجتماعی موجب نقایص عصبی - روان شناختی می شود که در الگوی نابهنجار یادگیری و توجه انعکاس می یابد، ارتباط نزدیکی با دیدگاه زیستی دارد.
به خاطر بیاورید که کلکلی معتقد بود افراد سایکوپات فاقد واکنش پذیری هیجانی هستند. دیوید لیكن (۱۹۵۷) این عقیده را در آزمایشگاه امتحان کرد و نشان داد که افراد سایکوپات که در معرض محرک های آزاردهنده قرار گرفته بودند، نتوانستند پاسخ ترس عادی نشان دهند. در نتیجه، آنها از تجربیات منفی درس نمی گیرند. ما این نقص شرطی شدن کلاسیک را اجتناب منفعل می خوانیم، بدین معنی که پاسخ های درست، یادگیری اجتناب از پاسخ دهی به محرک تنبیهی قبلی را شامل می شود. یادگیری اجتناب در افرادی که صفت سایکوپاتی دارند، می تواند با نقایصی در فعال سازی من لیمبیک ارتباط داشته باشد که مسئول پردازش هیجانی هستند (بیرمامر و همکاران 2005)

افرادی که از نظر سایکوپاتی بالا هستند، در پردازش محرک های هیجان صورت غمگین نیز مشکل دارند (سامر و همکاران، ۲۰۰۶). پژوهشگران معتقدندی پردازش شناختی می تواند با ناتوانی این افراد در پرورش حس اخلاقی ارتباط داشته باشد آنها نمی توانند با قربانیان خود همدلی کنند، از صدمه زدن به آنها احساس پشیمانی نمی کند

فرضیه تعدیل پاسخ سعی دارد ناتوانی افراد سایکوپات در درس گرفتن از تجربه منفی و پردازش اطلاعات هیجانی را توضیح دهد (گلاس و نیومن، ۲۰۰۹). بر طبق این توجیه، افراد در هر موقعیت معینی، تمرکز غالب یا غير غالب توجه دارند.
برای مثال، امکان دارد شما اکنون توجه خود را بر مطالعه متمرکز کرده باشید، اما در عین حال، در زمینه، صداهایی مانند موسیقی، صحبت دانشجویان دیگر، یا صدای ترافیک نیز شما را احاطه کرده اند.

گرچه پاسخ اصلی شما هم اکنون سعی در فهمیدن مطلبی است که مشغول مطالعه آن هستید، اما ممکن است توجه خود را به علايم ثانوی، نظیر دانشجویی که مستقیما شما را خطاب قرار داده است جابجا کنید. شما باید به قدر کافی به این علایم ثانوی توجه کنید، اما نه آن قدر که نتوانید تکلیف اصلی خود را انجام دهید.

بر طبق فرضیه تعدیل پاسخ، افرادی که در صفت سایکوپاتی بالا هستند : خود را به قدر کافی به علايم ثانوی معطوف کنند. بنابراین، آنها در تکلیف اجتناب .. به آزمایش هایی که در آنها پاداش دریافت می دارند توجه می کنند و از آزمایش هایی که تنبیه می شوند، درس نمی گیرند. این الگو در رفتار دنیای بیرون از آزمایشگاه، به صورت گا به تمرکز صرف بر آنچه می توانند از موقعیت به دست آورند، در می آید (پول، قدرت، با هدف های دلخواه دیگر) و توجه ندارند که اگر این پاداش ها را دنبال کنند، ممکن است تنبیه در پی داشته باشند. همچنین، آنها بر لذت خود تمرکز دارند، نه بر رنجی که ممکن است در دیگران ایجاد کنند.

اکثر پژوهش ها درباره سایکوپاتی بر مردان تمرکز داشته اند و در واقع، پژوهشگران فرضية تعدیل پاسخ را عمدتا روی جمعیت های مرد آزمایش کرده اند. جالب اینکه وقتی پژوهشگران، پردازش هیجانی و یادگیری اجتناب منفعل را در زنان آزمایش کردند، بین زنانی که از نظرسایکوپاتی بالا و پایین بودند، تفاوتی نیافتند. احتمال دارد که زنان در مقایسه با مردان، بهتر می توانند به پاسخ هایی که غالب نیستند، توجه کنند (ویتال، مک کان و نیومن، ۲۰۱۱).

تجربیات اوایل زندگی نیز در اینکه فرد دچار اختلال شخصیت اجتماعی شود، نقش مهمی ایفا می کنند. والدین افراد مبتلا به این اختلال به احتمال بیشتری تحت فشار زیاد قرار داشته اند، فاقد مهارت های فرزندپروری بوده اند، و خودشان رفتارهای ضد اجتماعی داشته اند (لیکن2000)

درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی

دانش پذیرفته شده به مدت چندین سال در آسیب شناسی روانی این بوده که افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی درمان پذیر نیستند. به نظر می رسید که صفات ناتوانی در درس گرفتن از تجربیات منفی و احساس همدلی، آنها را در برابر روش هایی که مداخله های بینشی یا رفتاری را شامل می شوند، مقاوم می کنند. مشکل کار کردن با این افراد، همان ویژگی های خود این اختلال را شامل می شود.

فقدان انگیزش برای تغییر کردن، گرایش به فریب و تقلب، و فقدان ميجان عمیق با بادوام. پژوهشگران هنگام تحقیق درباره نتایج روان درمانی، باید سعی کنند به هدف های قابل قبول و مغقول دست یابند .ایا انها باید اثربخشی درمان را بر حسب دستگیری مجدد یا برگشت نشلنه ها اندازه گیری کنند یا در عوض باید بر تغیرات در عملکرد شغلی روابط با دیگران و پرداختن به فغالیت های غیر تبهکارانه (مانند ورزش ها یا سرگرمی ها ) نمرکز کنند؟

با وجود این دشواری ها در درمان موفقیت امیز موثرترین مداخله ها انهایی هستند که کمتر بر پرورش دادن همدلی و وجدان و شخصیت تمرکز میکنند .به جای ان درمان موثر باید شرکت کنندگان را متقاعد سازد که انها مسئول رفتار خودشان هستند .به علاوه درمانگران باید به درمانجویان کمک کنند به وسیله ی به کارگیریه توانمندی هایشان شیوه های اجتماع گرایی را برای ارضای نیاز های خود پرورش دهند .
به نظر میرسد که درمان شناختی رفتاری برای خلافکاران نوجوان و بزرگسال بسیار مناسب باشد.( هیر و نیومن 2009)



تاریخ : 20.03.99
نویسنده : فاطمه مفتحی
نظرات : 0
بازدیدها : 217

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

نظر یا سوال خود را در مورد این مطلب ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی شود