» » » اختلال وسواسی-اجباری چیست؟

اختلال وسواسی-اجباری چیست؟

اختلال وسواسی-اجباری چیست؟


در این قسمت اختلالات وسواسی-اجباری و در قسمت دیگر اختلالات مرتبط با استرس و تروما را مورد بررسی قرار میدهیم. یکی از معیار های هر دو گروه افکار و رفتار های تکراری است که افراطی بودن آنها باعث اختلال در زندگی روزمره میشود. این دو گروه در DSM-IV جز طبقه اختلالات اضطرابی قرار داشتند زیرا افراد مبتلا به آنها می گویند احساس اضطراب می کنند، علاوه بر آن، معمولا سایر اختلالات اضطرابی را نیز تجربه میکنند.
اختلال وسواسی/اجباری
اختلال وسواسی-اجباری (obsessive-compulsive disorder) از دو قسمت ساخته شده است:
۱-وسواس ها
۲- اجبار ها
اما توجه داشته باشید که، طبق معیار های DSM-5 ،لازم نیست فرد هم وسواس و هم اجبار داشته باشد تا مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری اعلام شود، حضور یکی از این دو به تنهایی کافی است.

وسواس ها: وسواس ها خود را به سه شکل نشان میدهند:
۱- افکار:
افکار وسواسی کلماتی هستند که دایم در ذهن شما زنگ میزنندو تکرار میشوند
۲- ترس ها:
ترس های وسواسی عبارتند از احساسات، انگیزه های ناگهانی، یا نگرانی هایی درباره این موضوع که مبادا کاری نابجا، ناشایست، یا نامطلوب انجام دهید
۳- ایماژ ها:
(images)یا تصاویر ذهنی. اینها تصاویری ناخوانده و مزاحم هستند که در ذهنتان شکل میگیرند و معمولا صحنه هایی پر خشونت، ترسناک، از لحاظ اخلاقی مذموم، عجیب و غریب و نامطلوب را نشان می دهند. تصاویر ناراحت کننده شامل صحنه هایی درباره سکس با حیوانات، کودک آزاری یا آدم کشی فجیع هستند.

نکته: هم در انگلیسی و هم در فارسی، کلمه obsession (وسواس) معمولا نشان دهنده این است که فرد روی چیزی لذتبخش یا مطلوب تمرکز حواس دارد و به آن سخت علافمند است. مثلا، وسواس هنر، وسواس پرداخت قرض یا وسواس جمع آوری تمبر. اما در اختلال وسواسی-اجباری، کلمه obsession با این علایق مثبت هیچ ربطی ندارد.
اجبار ها:
اجبار ها (compulsions) |اعمالی هستند که مردم احساس می کنند مجبورند انجام دهندتا با وسواس ها مقابله کنند یا با آنها کنار بیایند. این اعمال (actions) معمولا شکل رفتار ها (behaviors) ، یعنی، رفتار های فیزیکی، را به خود می گیرند، مثل شستن دستها یا چک کردن مکرر قفل درها و پنجره ها، یا مراسم ریچوآلی (رفتار هایی که طبق یک نظم و ترتیب خاص انجام میگیرند و به شکل مراسم (rituals) در می آیند)، مثل ردیف چیدن همه اشیا داخل کابینتبه شیوه ای بسیار دقیق و غیر عادی. برخلاف وسواس ها که باعث افزایش اضطراب و دیسترس (رنج و عذاب شخصی) می شوند، وظیفه اجبار ها خنثی کردن وسواس ها یا کاستن از دیسترس است. اجبار ها گاهی شکل اعمال ذهنی (mental acts) را به خود می گیرند (مثلا، شمردن یا تکرار کردن عبارات یا جملات).
اجبار ها وظایف زیر را بر عهده دارند:
کاهش اضطراب
از بین بردن ترس
کاهش ناراحتی
افزایش اطمینان
قوت قلب گرفتن
افزایش احساس امنیت

اعلام رسمی ابتلای فرد به اختلال وسواسی-اجباری (دیاگنوزِ ( OCD بستگی به این دارد که وسواس ها یا اجبار ها رنج شدید ایجاد کنند، وقت گیر باشند، یا زندگی عادی فرد را به شدت مختل کنند.همین معیار آخر، یعنی مختل کردن زندگی روزمره، کامپلاژن های OCD را از سایر امیال شدید، مثل میل غیر قابل کنترل به خوردن، نوشیدن و قمار متمایز می کند، زیرا آن امیال شدید (هوس ها ) با لذت همراه هستند.

معیار های DSM-5 برای اختلال وسواسی اجباری
A.حضور وسواس ها، اجبار ها، یا هر دو:
وسواس ها با (۱) و (۲) تعریف می شوند:
1.اقکار، امیال، یا تصاویر ذهنی تکراری و دایمی، که فرد در برهه ای در طول ناراحتی، آنها را ناخواسته و مزاحم می داند و در اکثر افراد اضطراب یا استرس شدید به وجود می آورد.
۲. فرد تلاش می کند تا این افکار، امیال، یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند، یا به وسیله یک فکر یا یک عمل دیگر، آنها را خنثی کند (یعنی، با انجام دادن یک اجبار(کامپلاژن)).
اجبار ها با (۱) و (۲) تعریف میشوند:
۱.رفتار های تکراری (مثلا، شستن دست ها ، مرتب کردن، چک کردن) یا اعمال ذهنی تکراری (مثلا، دعا کردن، شمردن، تکرار کلمات در سکوت) که فرد احساس می کند، در واکنش به یک وسواس (آبسشن)، یا مطابق با قوانینی که باید به طور سفت و سخت اعمال شوند، باید به اجرا در آورد.
۲.هدف فرد از این اعمال ذهنی یا رفتار های فیزیکی عبارت است از جلوگیری یا کاهش اضطراب یا استرس، یا پیشگیری از یک رویداد یا موقعیت که فرد آن را ترسناک میداند؛ اما این اعمال ذهنی یا رفتار های فیزیکی، با مواردی که قرار است آنها را خنثی یا پیشگیری کنندهیچ ارتباط واقع بینانه ای ندارند، یا رفتار ها و اعمالی به وضوح افراطی هستند.
نکته: کودکان خردسال ممکن است نتوانند اهداف این رفتار ها یا اعمال ذهنی را بیان کنند.

B.وسواس ها یا اجبار ها وقت گیر هستند برای ( برای مثال، هر روز بیش از یک ساعت از وقت فرد را می گیرند) یا در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر جنبه های مهم زندگی رنج شخصی و نابسامانی شدید به وجود ما آورند.

C.سمپتوم های وسواسی-اجباری را نمی نوان به تاثیر فیزیولوژیک و مستقیم یک ماده (مثلا، مواد مخدر، یا دارو های تجویزی) یا یک عارضه ی پزشکی دیگر نسبت داد.

D.سمپتوم های یک اختلال روانی دیگر نمی تواند توضیح بهتری برای ناراحتی فرد باشند( مثلا، نگرانی های مفرد در اختلال اضطراب تعمیم یافته، اشتغال فکری به ظاهر خود در اختلال بادی دیسمورفیک، ناتوانی در دور انداختن اشیا یا جدا شدن از آنها در اختلال احتکار، کشیدن مو در اختلال مو کندن، کندن پوست در اختلال پوست کندن، رفتار های کلیشه ای در اختلال حرکت کلیشه ای، رفتار های مراسمی(آیینی) خوردن در اختلالات خورد و خوراک، اشتغال فکمری به مواد یا قمار در اختلالات مصرف مواد و اختلالات مرتبط ، اشتغال فکری به بیماری جدی در اختلال اضطراب بیماری،اشتغال فکری به امیال یا خیال پردازی سکشوآل در یکی از پارافیلیا ها، اشتغال فکری به امیال در اختلالات کنترل تکانه، نشخوار فکری به همراه احساس عذاب وجدان در اختلال افسردگی عمده، تزرریق فکری یا افکار ایلوژنال دایمی در اختلال سایکوتیک، یا رفتار های تکراری در اختلال طیف اوتیسم).

اسپسیفایر:
به همراه بینش خوب یا زیاد:فرد می داند که بتور های OCD او قطعا یا احتمالا واقعیت ندارند،یا اینکه شاید واقعی باشند و شاید واقعی نباشند.
به همراه بینش ضعیف یا کم: فرد فکر میکند که باور های OCD او احتمالا واقعی هستند
به همراه عدم بینش:فرد کاملا مطمئن است که باور های OCD او واقعی هستند.
اسپسیفایر:
مرتبط با تیک: فرد در حال حاضریک اختلال تیک مزمن دارد یا در گذشته داشته است.



توضیح معیار C:
این معیار برای یادآوری این موضوع است که OCD باید از obsession ها و compulsion هایی که در رابطه با مصرف یک ماده یا یک عارضه ی پزشکی به وجود می آیند تفکیک شود. برای مثال، بعضی سو مصرف کنندگان مواد استیمولانت (محرک های دستگاه عصبی مرکزی) گاهی می گویند که به صورت compulsive (تحت یک نیاز غیر قابل مقاومت و شدید) به کندن پوست خود می پردازند. همچنین، بسیاری از بیماران مبتلا به پارکینسون که با آگونیست های دوپامین (مثلا، pramipexole) تحت درمان قرار دارند معمولا punding behaviors نشان می دهند. Punding (پاندینگ) نوعی رفتار کلیشه ای است که به تکالیف مکانیکی تکراری در مورد اشیای عادی زندگی روزمره اشاره دارد، مثل: sorting (به ترتیب چیدن اشیا)، collecting (جمع آوری)، یا assembling (سوار کردن، سر هم کردن) و disassembling (باز کردن، جدا کردن قطعات).در چنین مواردی نباید فرد را مبتلا به OCD اعلام کرد.


تاریخ : 24.04.97
نظرات : 0
بازدیدها : 145
بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

نظر یا سوال خود را در مورد این مطلب ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی شود