» » » اختلال بد ریخت انگاری بدن BDD

اختلال بد ریخت انگاری بدن BDD

این اختلال به تازگی در طبقه ی اختلالات وسواسی اجباری (OCD) قرار گرفته است.

اختلال بدشکلی بدن یا Body Dysmorphic Disorder نوعی اختلال روانی است که فرد در آن بشدت نگران یک نقص خیالی یا بسیار کوچک در بدن خود میشود،

و دائما به آن فکر میکند، این نقص معمولا خیالی است و یا اگر نقص فیزیکی واقعا وجود داشته باشد افراد مبتلا به این اختلال آنرا بشدت بزرگ خواهند کرد.

برای آنکه فرد رسما مبتلا به این اختلال دیاگنوز شود باید شدت تفکر درباره ی نقص های جسمی انقدر شدید باشد که باعث نابسمانی در عملکرد اجتمایی ،شغلی ، یا سایر زمینه های زندگی شود.

این اختلال در نام های دیگری همچون اختلال بدشکلی بدن، اختلال بدریختی بدن، اختلال بدریخت انگاری بدن، اختلال خود زشت انگاری، خود بدشکل پنداری نیز نامیده میشود.

فراد مبتلا به BDD، مثل مبتلایان به بی اشتهایی عصبی ، بادی ایمیج یا تصویر بدن مختل یا غیرواقعی از خود دارند .

یعنی، برداشتی که این افراد از بدن خود دارند غیرواقع بینانه است.

اشتغال ذهنی دایمی درباره نقص های فیزیکی ظاهری، اغلب به فاجعه انگاری (catastrophizing) آن ویژگی ها منجر می شود.


اکثر افراد مبتلا به اختلال بادی دیسمورفیک ناراحتند که اجزای صورتشان زشت است، یا در صورتشان عدم تقارن وجود دارد،

موهایشان می ریزد، یاجوش های صورت، چین و چروک، جای زخم، رنگهای غیر عادی پوست، یا موهای زیادی که روی صورتشان وجود دارد آنها را زشت کرده اند.

سایر اشتغالات ذهنی عبارتند از حالت بدن به طور کلی (مثل تفکر دایمی درباره چاق بودن)، و نارضایتی از اندام های خاص مثل سینه ها، باسن، و…

افراد مبتلا به این اختلال از نقص های ظاهری خود خجالت می کشند و درباره آنها فقط با عبارات کلی حرف می زنند (یعنی دقیقا نمی گویند از چه چیزی ناراحتند) و ممکن است همیشه از خود با عنوان زشت یاد کنند.

دائما به جراحی زیبایی می اندیشند تا عیب و نقص خود را برطرف کنند. مطالعه یا فرادی که جراحی پلاستیک میکنند نشان می دهد که 9/1 آنها به اختلال بادی دیسمورفیک مبتلا هستند و 40 درصد کسانی که متقاضی جراحی زیبایی هستند ،هیچ نقصی ندارند با نقص آنها بسیار کوچک است.



معیارهای 5-DSM برای اختلال بدریخت انگاری بدن
A . فرد به طور دایم نگران است و فکر می کنند یک یا چند نقص یا عبيب در ظاهر فیزیکی دارد، ولی دیگران این نقص ها را نمی بینند با آنها را بسیار جزئی می دانند. 


B . در مرحله ای از این اختلال، فرد، در واکنش به نگرانی های خود درباره ظاهرش، رفتارهای تکراری داشته است (مثل خودش را به طور دایم در آینه برانداز کرده، به طور افراطی موهایش را شانه زده یا خودش را آرایش کرده است، پوست های مرده را از صورت یا بدنش کنده ، یا به طور دایم از دیگران قوت قلب و دلگرمی خواسته است ) یا اعمال ذهنی تکراری انجام داده است (مثلا ظاهر خودش را با ظاهر دیگران مقایسه کرده است) 


C . این اشتغال ذهنی باعث رنج شخصی یا نابسامانی شدید در عملکرد اجتماعی، شغلی،یا عملکرد در سایرجنبه های مهم زندگی شده است. 


D . اشتغال ذهنی درباره ظاهر خود، علت دیگری ندارد (مثلا، نگرانی درباره چربی یا وزن بدن در یکی از اختلالات خورد و خوراک) 


اسپیسیفایر: 


به همراه دیسمورفی عضلانی: فرد داریم به این موضوع فکر می کند که جثه بیش از حد کوچکی دارد یا به اندازه کافی عضله ندارد. این اسپسیفایر راحتی زمانی که فرد نگران سایر جنبه های بدن خود است نیز می توان به کار برد که معمولا نیز همینطور است. 

به همراه بینش خوب یا متوسط: فرد می داند و قبول دارد که باورهایش درباره نقص های بدنی قطعا یا احتمالا واقعیت ندارند. 

به همراه بینش ضعیف: فرد فکر می کند که باورهایش درباره نقص هایبدنی احتمالا واقعی هستند. 

بدون بینش یا به همراه باورهای دیلوژنال: فرد کاملا متقاعد شده است که باورهای بادی دیسمورفيک او واقعیت دارند.



درمان اختلال بد شکل انگاری بدن ( BDD ):

برای پیشگیری و از بین بردن رفتارهای نامطلوب افراد مبتلا به اختلال بدریخت انگاری بدن می توان از روش های مبتنی بر اصول مکتب رفتارگرایی استفاده کرد.

یکی از روش هایی که از روان درمانی های موجود برای اختلال وسواسی- اجباری اقتباس شده ، روش ERP است.

در مورد اختلال بدریحت انگاری نیز بهترین روش روان درمانی تا به امروز، ERP بوده است.

مثلا، افراد مبتلا به اختلال بادی دیسمورفیک، معمولا از نگاه کردن به بدن خود اجتناب می کنند یا نقص های (خیالی) خود را، در مکان های عمومی، با لباس می پوشانند.

این اجتناب باعث تداوم اضطراب می شود. بخش مواجه سازی برنامه این است که از درمانجو خواسته می شود تا موقعیت های اجتماعی را، که از آنها می ترسد و اجتناب می کند، به ترتیب میزان ترسناک بودن، از بی خطرترین موقعیت تا ترسناک ترین موقعیت، رده بندی کند.

بعد، در شرایط کنترل شده (آزمایشگاه)، درمانجو با موقعیت های ترسناک، یک به یک، از کم شدت ترین تا ترسناک ترین، مواجه شود.

در بخش پیشگیری از واکنش، از رفتارهای تکراری و همیشگی، که باعث تداوم باورهای غلط درباره نقص اندام ها می شوند، جلوگیری به عمل می آید. رفتارهای تکراری می توانند موارد زیر را شامل شوند:

نگاه دایمی به خود در آینه، به خود رسیدن به شیوه افراطی، تلاش برای دلگرمی و اطمینان خاطر گرفتن از دیگران، و مقایسه خود با دیگران در مرحله پیشگیری از واکنش، می توان از درمانجو خواست که آینه ها را جمع آوری کند یا روی آنها را بپوشاند،

زمان آرایش و به خود رسیدن را محدود سازد، از دیگران نظر نخواهد، و خودش را با دیگران مقایسه نکند.

برای درمان اختلال بد شکل انگاری از شناخت درمانی نیز استفاده می شود CBT که با موفقیت بسیار زیادی همراه بوده است.
افراد مبتلا به این اختلال مجموعه ای از باورهای غلط دارند و فکر می کنند که کل بدن یا اجزایی از اندام آنها ناقص یا زشت است و رفتارهای اجتنابی (مثل اجتناب از نشان دادن اندام های به نظر "ناقص" یا "زشت" به دیگران) باعث تداوم اضطراب درباره ظاهر می شود.
از CBT می توان برای شناسایی و به چالش کشیدن این باورها استفاده کرد.
هدف این است که درمانجویان متوجه شوند که زیبایی یک برداشت و باور شخصی است، یا اعتماد به نفس پیچیده تر از آن است که تنها بر اساس ظاهر فیزیکی تعیین شود.


مورد زیر نمونه ای از اختلال بد ریخت انگاری بدن است:

ریناتا هم اکنون ۳۵ سال دارد و از ۱۶ سال پیش همیشه از این که بدنش بوی عرق تند و بسیار بدی می دهد ناراحت بوده است.

این ترس درست قبل از ازدواجش شروع شد؛ یک بار در تختخواب در کنار یکی از دوستان بسیار صمیمی خود دراز کشیده بود و او برایش تعریف کرد که در محل کارشان یکی از همکاران بوی بسیار بدی می دهد، ريناتا احساس کرد که منظور دوستش، به طور غیر مستقیم، اوست.

به علت ترس از بوی بد ارینا تا ۵ سال تمام از خانه بیرون نرفت و اگر مجبور به این کار می شد، مادر یا شوهرش می بایست او را همراهی می کردند.

ریناتا ۳ سال با همسایه های خود حرف نزد زیرا به باور خودش صدای آنها را شنیده بود که با یکدیگر درباره ی او صحبت می کنند.

او از رفتن به سینما، دیسکو، مراکز خرید، کافی شاپ ها، و خانة دوستان و خویشاوندان خودداری می کرد.

شوهرش اجازه نداشت دوستانش را به خانه دعوت کند. ریناتا دایم از شوهرش می پرسید که آیا بدنش بو می دهد یا نه.

همه لباس های او را شوهرش برایش می خرید زیرا ريناتا از پرو کردن لباس جلوی خانم های فروشنده می ترسید.

او مقادیر زیادی دئودورانت مصرف می کرد و قبل از بیرون رفتن از خانه، همیشه دوش می گرفت و لباس هایش را عوض می کرد: گاهی چهار بار در روز.
تاریخ : 04.09.98
نویسنده : سپیده آجرلو
نظرات : 0
بازدیدها : 471

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

نظر یا سوال خود را در مورد این مطلب ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی شود