» » » اختلال دو قطبی نوع 1 و 2

اختلال دو قطبی نوع 1 و 2

تشخیص افتراقی اختلال دوقطبی نوع 1 و اختلال دوقطبی نوع 2برای متمایز کردن اختلال دوقطبی 1 و اختلال دوقطبی 2 از هم، باید از سه اپیزود استفاده کرد. در DSM-4 وجه مشترک اختلال دو قطبی 1 (bipolar I disorder) و اختلال دوقطبی2 (bipolar II disorder) سمپتوم های مانيا بود (توجه داشته باشید که می گوییم "سمپتوم های مانیا و نه اپیزود مانیک).
این دو اختلال از لحاظ شدت سمپتوم های مانیا تفاوت داشتند. اما 5-DSM مهم ترین وجه تمایز این دو اختلال را این گونه تعریف می کند: در اختلال دوقطبی 1 ، یک یا چند اپیزود مانیک وجود دارد، ولی در اختلال دوقطبی 2، هرگز اپیزود مانیک وجود نداشته است و در عوض، یک یا چند اپیزود افسردگی عمده و یک یا چند اپیزود هیپومانیک وجود دارد.

نکته: اجازه ندهید اسم دوقطبی شما را به اشتباه بیندازد. برای این که مبتلا به اختلال دوقطبی دیاگنوز شوید، مجبور نیستید اپیزود افسردگی عمده یا اپیزود هیپومانیک نیز داشته باشید. یک اپیزود مانیک به تنهایی کافی است.
حالا سوالی پیش می آید :اگر چنین است، چرا این اختلال را "دو" نامیده می شود؟ زیرا در اکثر کیس ها، اپیزودهای افسردگی و یا اپیزودهای هیپوماتیک قبل یا بعد از اپیزود مانیک روی می دهند. اختلال دوقطبی II، واقعا دوقطبی است، به این معنا که هم معیارهای یک اپیزود هیپومانیک و هم معیارهای یک اپیزود افسردگی عمده باید بر آورده شوند.

نکته: در ادامه مطلب بالا، باید اضافه کنیم که محققان و روان شناسانی که بیماران دوقطبی (bipolar patients) را سالهای سال فالواپ کرده اند می گویند که بعضی از آنها فقط چندین بار مانیا داشته اند. به همین دلیل، سال هاست که روان شناسان بر سر این موضوع بحث دارند که باید از مفهوم unipolar mania (مانیای یک قطبی) استفاده کنند یا نه. این احتمال همیشه وجود دارد که بعضی بیماران هرگز به افسردگی مبتلا نشوند، اما اکثر آنها خواهند شد.
بیمارانی را می شناسیم که در طول بیست سال شش یا هفت بار اپیزود مانیا داشته اند و سرانجام اولین اپیزود افسردگی را تجربه کرده اند. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که به همه بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی 1 و 2 ، و خانواده هایشان، هشدار داده شود که مواظب سمپتوم های افسردگی باشند.
بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی 1 احتمال زیادی دارد که اقدام به خودکشی کنند و در این کار موفق شوند. بعضی منابع می گویند که این افراد تا حدود یک چهارم کل خودکشی ها را تشکیل میدهند.

نکته: مشخصه اصلی اختلال دو قطبي نوع 2 حضور اپیزودهای هیپوماتیک یا اختلال افسردگی عمده و عدم حضور اپیزودهای مانیک است. اگر معیارهای اختلال دوقطبی 1 حتی یک بار برآورده شده باشد، اختلال دوقطبي 2 را نمی توان دیاگنوز کرد.

اختلال دو قطبی نوع I

معیارهای 5-DSM برای اختلال دوقطبی 1


A . معیارهای لازم برای حداقل یک اپیزود مانیک براورده شده اند. اپیزود(های) هیپومانیک یا اپیزود(های) افسردگی عمده ممکن است قبل از اپیزود مانیک حضور داشته باشند یا بعد از آن ظاهر شوند.

B . اختلال اسکيزوافکتيو، اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوفرنی فرم، اختلال دیلوژنال، یا سایر اختلالات اسکیزوفرنی مشخص یا نامشخص و سایر اختلالات سایکوتیک، برای روی دادن اپیزود(های) هیپوماتیک و اپیزود(های) افسردگی عمده توضیح بهتری نیستند.

اسپسیفایرها:
خفيف
متوسط
شدید
اسپسیفایرها:
در بهبود جزئی
در بهبود کامل

اسپسیفایرها:
با دیسترس اضطرابی
با ویژگی های مخلوط (میکس)
با چرخه سريع (rapid cycling)
با ویژگی های ملانکولیک (مالیخولیایی)
با ویژگی های آتیپیکال
با ویژگی های سایکوتیک وابسته به خلق
با ویژگی های سایکوتیک ناوابسته به خلق
با کاتاتونیا
با آغاز پریپارتوم
با الگوی فصلی


شیوع اختلال دوقطبی 1:
5-DSM هنوز از آمار DSM-4 استفاده می کند و نرخ شیوع اختلال دوقطبی در آمریکا را %0 . 6 اعلام می دارد. نرخ شیوع ۱۲ ماهه نیز در ۱۱ کشور جهان از %0.6 اعلام میدارد .نرخ شیوع 12 ماهه در 11 کشور از 0.0% تا 0.6% گزارش شده است. تعداد زنان مبتلا به مردان مبتلا، 1.1 به 1 است.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی 2 معمولا زمانی به روانشناس مراجعه می کنند که در فاز افسردگی عمده قرار دارند و احتمال این که در ابتدای کار از هیپومانیا شکایت داشته باشند است. معمولا، خود اپیزودهای هیپوماتیک باعث نقص (نابسامانی) عملکردی نمی شوند، در عوض نقص عملکردی دراپیزودهای افسردگی عمده یا در نتیجه تغییرات و نوسانات خلقی غیرقابل پیش بینی و مداوم، و غیرقابل اتکا بودن فرد در روابط میان فردی و شغلی، روی می دهند. همانطور قبلا گفتیم، به رغم تفاوت های عمده بین اپیزود مانیک و هیپومانیک از لحاظ مدت و شدت اختلال دوقطبی 2 شكل خفیف تر اختلال دوقطبی 1 نیست.
در مقایسه با بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی 1 ، بیماری افراد مبتلا به اختلال دوقطبی 2 مزمن تر است و این افراد، به طور متوسط، زمان بیشتری را در فاز افسردگی بیماری خود می گذرانند، که می تواند شدید و یا زمین گیر کننده باشد.


اختلال دو قطبی نوع II
معیارهای 5-DSM برای اختلال دوقطبی 2

A . حضور (یا سابقه حضور) حداقل یک اپیزود هیپومانیک ؛ حضور (یا سابقه حضور) حداقل یک اپیزود افسردگی عمده .

B . هرگز یک اپیزود مانیک وجود نداشته است.

C . اختلال اسکيزوافکتيو، اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوفرنی فرم، اختلال دیلوژنال، یا سایر اختلالات طیف اسکیزوفرنی مشخص یا نامشخص و سایر اختلالات سایکوتیک، برای روی دادن اپیزود(های) هیپومانیک و اپیزود(های) افسردگی عمده توضیح بهتری نیستند.

D . سمپتوم های افسردگی یا غیرقابل پیش بینی بودن فرد (به علت نوسان دایمی و فراوان بین دوره های افسردگی و هیپومانیا) باعث می شوند در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا سایر زمینه های زندگی رنج یا نابسامانی و از لحاظ بالینی معنادار (مهم) به وجود آید.

اسپسیفایر اپیزود کنونی یا آخرین اپیزود
اپیزود هیپومانیک
اپیزود افسردگی

اسپسیفایرهای شدت (در صورتی که معیارهای کامل برای یک اپیزود خلقی کنونی برآورده شده اند):
خفيف
متوسط
شدید

اسپسیفایرهای روند بهبودی (course) (در صورتی که معیارهای کامل برای یک اپیزود خلقی کنونی برآورده نشده اند).
در بهبود جزئی
در بهبود کامل

اسپسیفایرها
با دیسترس اضطرابی
با ویژگی های مخلوط (میکس)
با چرخه سریع (rapid cycling)
با ویژگی های سایکوتیک وابسته به خلق
با ویژگی های سایکوتیک ناوابسته به خلق
با کاتاتونیا
با آغاز پریپارتوم
با الگوی فصلی


شیوع اختلال دوقطبی 2:
طبق اعلام 5-DSM نرخ شیوع ۱۲ ماهه اختلال دوقطبی 2 در سطح جهان %0.3 است. در آمریکا، نرخ شیوع ۱۲ ماهه %0.8 است. تعیین دقیق نرخ شیوع اختلال دوقطبی 2 دشوار است. به گزارش 5-DSM، اختلال دوقطبی 1 ، اختلال دوقطبی 2، و اختلال دوقطبی نامشخص، مجموعه نرخ شیوع برابر با %1.8 در آمریکا دارند و بالاترین نرخ شیوع در افراد ۱۲ ساله و بالاتر است .

توجه: تعداد اپیزودها در طول زندگی (هم اپیزودهای هیپومانیک و هم اپیزودهای افسردگی عمده) معمولا در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی 2 ، در مقایسه با افراد مبتلا به اختلال افسردگی عمده یا اختلال دوقطبی 1 بیشتر است.
یک تفاوت دیگر این است که اپیزودهای مکرر افسردگی عمده در اختلال دوقطبی 11، در مقایسه با اختلال دوقطبی ، فراوان تر و طولانی تر هستند. این اپیزودهای افسردگی می توانند بسیار شدید و زمین گیر کننده باشند؛ و به همین دلیل، 5-DSM تأکید دارد که اختلال دوقطبی 2 نباید شکل "خفیف تر" اختلال دوقطبی 1 محسوب شود.
اکثر مبتلایان به اختلال دوقطبی II به اختلالات روانی دیگری نیز مبتلا هستند، از جمله اختلالات خورد و خوراک، اختلالات شخصیت، و اختلالات اضطرابی. خودکشی یک ریسک فاکتور (عامل خطر) مهم است و باید آشکارا و بدون تعارف به آن رسیدگی شود.

درمان اختلال دو قطبی
درمان داروئی
مهمترین داروهای تثبیت کننده خلق شامل : لیتیوم، سدیوم والپروئات، وکاربامازپین و لاموتریژین است که توسط روانپزشک با توجه به خصوصیات بیماری و خود بیمار انتخاب میشود.
ممکن است همزمان داروهای دیگری نیز استفاده شوند ازجمله داروهای کاهنده یا افزایندۀ میل جنسی، داروهای ضد افسردگی (از جمله SSRIs,TCAs,bupropion,...)، خواب آورها، ضداضطراب ها، وداروهای ضدسایکوز (OLANZAPINE,RISPERIDONE,ZIPRASIDONE و...) در مواردیکه روانپریشی نیز بر دردهای بیمار افزوده شده باشد.

نقش روان درمانی
از نقش رواندرمانی در درمان نباید غافل شد چه بسا بسیاری از علائم تشدید کننده، مشکلات بوجود آمده از بیماری، کاهش اعتماد به نفس، اضطراب داشتن این بیماری، سایکواجوکیشن psychoedjucation برای ادغام این ناراحتی در زندگی بیمار بسیار حائز اهمیت است.



مطالب مرتبط:
همه چیز درباره اختلالات دو قطبی  

تاریخ : 10.11.98
نویسنده : سپیده آجرلو
نظرات : 0
بازدیدها : 483

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

نظر یا سوال خود را در مورد این مطلب ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی شود