» » » اصطلاحات و سمپتوم های سایکوز و اختلالات طیف اسکیزوفرنی (بخش اول)

اصطلاحات و سمپتوم های سایکوز و اختلالات طیف اسکیزوفرنی (بخش اول)

سمپتوم های سایکوز:
بیماران سایکوتیک با واقعیت قطع ارتباط کرده اند . این وضعیت ذهنی ممکن است خودش را به صورت یک یا چند سمپتوم اصلی نشان دهد.
سمپتوم های اولیه یا اصلی عبارتند از : دیلوژن ها(هذیان ها) ، هالوسیننیشن ها(توهم ها) ، گفتار و تفکر نامنظم ، رفتار حرکتی بشدت نامنظم یا آنرمال (از جمله کاتاتونیا) و سمپتوم های منفی.


سمپتوم های مثبت ، منفی ، نامنظم در اسکیزوفرنی:
سمپتوم های مثبت (positive symptoms)
شامل دیلوژن ها ، هالوسینیشن ها ، رفتار های نامنظم و تفکر نامنظم هستند. این سمپتوم ها مثبت نامیده میشوند زیرا معمولا افراط یا تحریف در عملکرد های عادی را نشان میدهند و سمپتوم هایی هستندکه همه افراد اسکیزوفرن دارند اما افراد سالم آنها را ندارند.
افرادی که به اپیزود های حاد اسکیزوفرنی مبتلا میشوند معمولا سمپتوم های مثبت نشان میدهند.

سمپتوم های منفی (negative symptoms)
نقص در عملکرد عادی یا عدم کامل عملکرد عادی را نشان میدهد یعنی نشان میدهند که بعضی نکات مثبت مثل اراده ،رفتار های عادی و تفکر منطقی از عارضه کاسته شده اند .
به عبارت دیگر سمپتوم های منفی رفتار ها ، هیجان ها ،احساسات ، یا فرآیند هایی فکری (شناخت هایی) هستند که در مردم سالم وجود دارند اما در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی حضور ندارند یا به شدت کاهش یافته اند .
دو مورد از مهم ترین سمپتوم های منفی عبارتند از کاهش بیان هیجانی (diminished emotional expression) و ناخواستی (avolition) .
اثرات جانبی برخی مداخله های پزشکیمثلا بیحالی و کندی ناشی از تزریق مواد ارامبخش شدید ممکن است با سمپتوم های منفی اشتباه گرفته شوند.

سمپتوم های نامنظم (disorganized symptoms)
سمپتوم های بی نظم یا آشفته شامل حرف های پرت و پلا ، رفتار های عجیب و غریب و هیجان نامتناسب است.(مثلا فرد ناراحت است اما لبخند میزند.)


دیلوژن ها (هذیان ها) Delusions :
هذیان ها عبارتند از باور های راسخ اما غلط که معمولا به صورت تفسیر ادراک های ذهنی یا نجربه ها جلوه میکنند .
حدود 75% کسانی که به علت سمپتوم های سایکوز بستری میشوند دیلوژن (هذیان) دارند. یعضی هذیان ها آشکارا عجیب به نظر می آیند(مثلا فرد فکر میکند که همه اعضای داخلی بدنش را بیرون آورده اند و اعضای یک نفر دیگر را بجای آنها گذاشته اند.)
بعضی دیگر ازهذیان ها هم عجیب به نظر نمیرسند (مثلا این باور پارانوییدی که فرد دائما تحت نظارت پلیس است.)
صرف نظر از میزان عجیب و غریب بودن هذیان افراد مبتلا به آن ، برای تایید دیلوژن خود ، همیشه میتوانند منطق و دلایلی را ارائه دهند، هرچند خود باور آشکارا عجیب است.
توانایی در تایید باور های عجیب با استفاده از تفکرات منطقی باعث شده استکه بعضی روانشناسان بالینی عقیده داشته باشند که هذیان نتیجه ی ناتوانی در ادغام و تکمیل اطلاعات ادراکی جدید با اطلاعات قبلی است ، هرچند فرآیند های منطقی تفکر هنوز سالم هستند .
بعضی روانشناسان بالینی نیز اعتقا دارند که این پدیده نشان دهنده ی سوگیری در پردازش اطلاعات ، و در نتیجه ایجاد باور های غلط و مختل کننده درباره ی دنیاست.
نام دیگر هذیان و دیلوژن "اختلال نحتوی فکری" (disorder of thought) است.

در افرادی که از سایکوز رنج میبرند ، موارد زیر بعضی از انواع اصلی هذیان ها هستند:
1) هذیان تعقیب و گزند (delusion of persecution) :
در این نوع هذیان افراد فکر میکنند که دیگران در تعقیب آنها هستند و میخواهند آنها را دست بیاندازند ، بترسانند ، خجالت زده کنند ، و نیز فکر میکنند کسی مامور جاسوسی آنهاست و آنها در خطر هستند.
این افراد فکر میکنند که عوامل انسانی ، طبیعی ، یا ماورا طبیعی ، خود آنها ،خانواده آنها یا دارایی ها و املاکشان را تهدید میکنند و در فکرتوطئه چینی هستند. مثلا فرد ممکن است فکر کنند گربه ها موجودات فضایی هستند که به کره زمین فرستاده شده اند تا جاسوسی کنند یا مثلا یکی از ورزشکاران معروف در رشته ی دوچرخه سواری ، که قرار بود به المپیک برود ، دچار این باور شد که سایر رقابت کنندگان عزمشان را جزم کرده اند تا مانع موفقیت او بشوند .او فکر میکرد تا آنها موادی شیمیایی به دوچرخه ی او خواهند پاشید که باعث میشود که باعث میشود انرژی اش را از دست بدهد یا سنگریزه هایی روی جاده خواهند ریخت کهکه فقط دوچرخه او از روی آنها ردخواهد شد.

2) هذیان خود بزرگ بینی یا عظمت (delusion of grandeur) :
در این هذیان افراد فکر میکنند که فردی مشهور یا قدرتمند هستند (مثلا حضرت مسیح ، رییس جمهور یا ناپلئون) ، یا فکر میکنند بسیار قدرتمند تر ، با معلومات تر ، با استعداد تر ، مهم تر ، یا تواناتر از آن هستند که واقعا هستند .
مثلا فرد ممکن است فکر کند که یک نوع کامپیوتر جدید اختراع کرده است در حالی که چنین کار بزرگی از او آشکارا بعید است، یا ممکن است فکر کند که میتواند مسئله ی گرسنگی را در کل جهان از بین ببرد.

3) هذیان کنترل (delusions of control) :
هذیان کنترل (کنترل فکر) که رد آن افراد فکر میکنند افکار ، احساسات ، و اعمالشان تحت کنترل نیروهای خارجی (مثلا موجودات فضایی یا فوق طبیعی) است.گاهی آنها فکر میکنند که این کنترل با دستگاه هایی مثل رادیو انجام میشود که پیام ها را مستقیما به مغز آنها میفرستد. این نوع هذیان ، هذیان نفوذ/تاثیر افکار هم نامیده میشود.

4) هذیان خود سرزنشی (Self blamne) : 

سرزنش خود، احساس ندامت بدون دلیل موجه فرد معتقد است که چون آدم بدی است یا کاری غیراخلاقی انجام داده است.


5) هذیان به خود گرفتن (delusions of reference) :

 دیلوژن استناد به خود که در آن افراد فکر می کنند رویدادهای خارجی مستقل و بی طرف، مشخصا به آنها اشاره دارند.

مثلا فکر می کنند که گویندگان رادیو و تلویزیون درباره آنها حرف می زنند، عناوین خبری در روزنامه ها به آنها اشاره دارند و مردم (اغلب بیگانگان) به آنها کنایه می زنند یا پشت سر آنها حرف می زنند؛ فرد به یک فیلم سینمایی نگاه می کند و فکر می کند یکی از آهنگ هایی که در این فیلم نواخته می شود نوعی رمز یا کد است که یک معنای مخصوص و "فقط خطاب به او دارد.


6) هذیان سندروم کاپگراس (Capgras Syndrome) :
در این دیلوژن، فرد فکر می کند یکی از آشنایانش با یک نفر دیگر و مشابه او تعویض شده است، و این فرد، خود او نیست (یک شیاد است خود را جای دوست یا آشنای او جا زده است).

7) هذیان سندروم فرگلی (Fregoli syndrome ) :
فرد فکر می کند که یک فرد کاملا غریبه در واقع یک فرد آشنا است. (عکس سندروم کاپگراس).

8) هذیان سندروم کاتراد (Cotrad ' s syndrome) :
در این نوع دیلوژن، فرد فکر می کند که مرده است، یا در شرف مردن است (این سندروم وهذیان نیست انگاری شبیه
به هم هستند).

9) هذیان انتشار افکار (delusions of thought broadcasting) :
در این دیلوژن، فرد فکر می کند افکارش پخش می شوند و دیگران می توانند آنها را بشنوند. <هذیان های کنترل>

10) هذیان درج افکار (thought insertion) :
هذیان درج افکار یا کاشتن فکر زمانی است که فرد سایکوتیک قويا باور دارد دیگران با نیروهایی غیبی افکاری را در سر او میکارند. <هذیان های کنترل>

11) هذیان برداشت افکار (thought withdrawal) :
در برداشت افکار یا ربایش فكر فرد مبتلا به این دیلوژن فکر می کند که یک قدرت یا یک فرد خارجی افکار او را از ذهنش بیرون می کشد یا می رباید . <دهذیان های کنترل>

12) هذیان نیست انگاری (nihilistic delusions) :
که در آن فرد فکر می کند جنبه ای از دنیا یا خود او دیگر وجود ندارد. مثلا، فکر می کند بدنش یا اعضای داخل بدنش کار نمی معیوب یا خشک شده اند. همچنین، ممکن است فکر کند که یک دست ندارد، قلب ندارد ، دنیا وجود خارجی ندارد یا در حال از بین رفتن (مردن) است. در موارد بسیار شدید بیماران ادعا می کنند که هیچ چیزی، حتی خود آنها، وجود ندارند.

13) هذیان های سوماتیک (جسمی) (somatic delusions) :
فرد فکر می کند که وظایف بدنی او تغییر یافته اند، بدنش بوی بد میدهد، روده هایش در حال گندیدن هستند، یا یک بیماری وحشتناک دارند. این نوع هذیان، هذیان های هیپوکندریک نیز نامیده می شوند).

14) هذیان های آفت زدگی (delusions of infestation) :
فرد باور کاذب دارد که موجودات کوچک اما قابل رؤیت در بدنش وجود دارند. این نوع دیلوژن نباید با توهم(هالوسینیشن) های لمسی اشتباه گرفته شود، و در واقع، ممکن است بعد از وقوع هالوسینیشن های لمسی (مثلافورمیکیشن) به وجود بیاید.

15) هذیان فقر (delusion of poverty) :
برخلاف شواهد (مثلا، حساب بانکی پر از پول و فورمیکیشن) به وجود بیاید. فرد کاملا معتقد است که فقیر است.

16) هذیان گناهکاری (delusion of guilt) :
هذیان گناهکاری یا مجرم بودن. فرد مطمئن است که یک گناه بزرگ یا یک اشتباه وحشتناک مرتکب شده است.

17) هذیان خیانت (delusion of infidelity) :
فرد به دلایل بسیار ناموجه فکر می کند همسرش به او خیانت می کند.
برای مثال، فکر می کند که چون همسرش زیاد وقت خود را صرف وایبر و تلگرام می کند با فرد یا افرادی رابطه دارد.



هالوسینیشن ها (توهم ها) Hallucinations
عبارت است از فرایند کشف معنای اطلاعات فیزیکی که از طریق حواس پنجگانه دریافت میکنیم . کسانی که از سمپتوم های سایکوز رنج میبرند ، معمولا در حواس پنجگانه خود نا به هنجاری هایی را تجربه میکنند که وجود خارجی ندارند . به این ترتیب عبارت است از ادراک در غیاب محرک های فیزیکی خارجی .

انواع اصلی توهم ها:
توهم های شنیداری
رایج ترین توهم ها توهم های شنیداری یا سمعی هستند ، که این توهم ها معمولا به صورت صداهایی بیرونی هستند که به فرد دستور میدهند کاری را انجام دهد ، دو یا چند صدا هستند که باهم حرف میزنند ، یا فرد صدای یک نفررا میشنودکه در حال حرف زدندرباره ی افکار اوست. 
در همه ی این موارد این صدا با صدای افکار خود فرد کاملا تفاوت دارد و متمایزاز انها ادراک میشود.یکی از موارد ابتلا به هالوسینیشن ، زمانی پیش میاید که فرد تب میکند .افرادی که تب شدید دارند ، مخصوصا کودکان و سالمندان ممکن است توهم داشته باشند و آنرا به دیگران نیز اعلام کنند .

توهم های دیداری
بعد از هالوسینیشن های شنیداری، توهم های دیداری رایج ترین هستند. این هالوسینیشن ها ممکن است حالت عام داشته باشند.
مثلا، فرد رنگ ها، شکل ها، یا انسان هایی را ببیند که وجود خارجی ندارند؛ یا ممکن است هالوسینیشن های خاص باشند، یعنی فرد یک انسان خاص و مشخص را ببیند که حضور دارد (مثلا، همسر، یا پدر)، در حالی که او کیلومترها دورتر است یا فوت کرده است.

توهم های جسمی
این توهم ها زمانی حضور پیدا می کنند که مثلا، فرد در بدن خود احساس خارش یا سوزش می کند. توهم های سوماتیک سه نوع هستند:
-  سطحی - احشایی -  کیستتیک
-  سطحی: به حس هایی اشاره دارند که درست روی پوست یا زیر پوست احساس می شوند: هالوسینیشن های لمسی زمانی روی می دهند که فرد احساس می کند کسی به پوستش دست می زند، با سوزن به آن فشار می آورد، یا آن را نیشگون می گیرد. حس ناخوشایند راه رفتن حشرات روی پوست یا درست زیر آن اشاره دارد. این نوع توهم معمولا در افرادی که مدت های طولانی کوکائین مصرف کرده اند یا به تازگی الکل مصرف کرده اند مشاهده می شود.
-  احشایی: به ادراک های کاذب اندام های داخلی بدن اشاره دارند. بیماران ممکن است احساس کنند اندام های درونی آنها کشیده می شوند، جمع می شوند، می لرزند، یا ضربان هایی نبض- مانند دارند.
-  کیستیک: ادراک های غلط از حس مفاصل یا عضلات هستند. بیماران می گویند که دستهایا پاهایشان می لرزند یا پیچ می خورند. یک مثال زمانی است که فرد درست در لحظه ای که می خواهد خوابش ببرد احساس می کند از بلندی در حال افتادن (سقوط آزاد) است (اکثر افراد این تجربه را داشته اند و جزء توهم های هپیناکوجیک محسوب می شود).

توهم های بویایی 

این توهم ها زمانی وجود دارند که فرد بوهایی را حس می کند که وجود خارجی ندارند.


توهم های چشایی

این توهمات نیز زمانی است که فرد طعم غذا را غیرعادی می یابد یا احساس می کند دهانش یک طعم خاص به خود گرفته است.

توجه داشته باشید که توهم های بویایی و توهم های چشایی معمولا همراه با هم روی می دهند زیرا این دو حس رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند. یک نمونه از توهم های بویایی، زمانی است که فرد بوی سوختن یک تکه لاستیک را حس می کند در حالی که هیچ چیزی در حال سوختن نیست.



این مطلب ادامه دارد....
تاریخ : 24.09.98
نویسنده : سپیده آجرلو
نظرات : 0
بازدیدها : 1 257

بازدید کننده گرامی ، شما به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.

نظر یا سوال خود را در مورد این مطلب ثبت کنید :

نام شما :*
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد را وارد کنید : *
عکس خوانده نمی شود